شاهرخ جباری ارفعی

کارشناس ارشد منابع طبیعی رشته جنگلداری

 
   

 نام و نام خانوادگی :

 پست الکترونيک :

 تلفن تماس :

 متن پيام :

 

   

 
 

کاربران حاضر : 1 نفر
بازديدکنندگان سايت : 7432
 نفر
صفحات ديده شده : 10803
 صفحه
تاريخ :
۱۳۸۷ جمعه ۱ آذر

 

   
 
65 – موضوع روز
 عنوان مطلب :
در تاريخ ۱۳۸۷ سه شنبه ۲۸ آبان
جباری
 ارسال از :
این یادداشت ها به موضوع های خبری روز در باره منابع طبیعی کمترمی پردازد اما دریغم آمد در باره موضوع این روزها ، قطع درختان مورداحترام وشاید مورد اعتقاد مردم شمال (استان گیلان) چیزی ننویسم ؟ من به این که حاجت خواستن از درخت و دخیل بستن به آن درست است یا نه کاری ندارم ، حتی روی صحبتم با آن آقای محترمی هم که لابد به گمان خود بت شکنی کرده نیست ؛ اما با خودمان حرف دارم : یک – جامعه منابع طبیعی و محیط زیست کشور اعم از دانشگاه و تحقیقات و اجرا و نشریات و وب نویسان در زمینه کاری و مورد علاقه خود فرهنگ سازی لازم را نکرده اند. به عنوان مثال برای یک هم وطن روستایی این سئوال پیش می آید وقتی جانور خرس درختان باغ ما را می شکند و دام های ما را می درد ، چرا باید ازکشتن آن (توسط روستاییان یا ماموران) اظهار تأسف کنیم؟! اصلا" این حیوان چه فایده ای می رساند؟! یا ممکن است کسی بپرسد یک درخت کهنسال توخالی چه اهمیتی دارد که برای آن این همه سروصدا راه می افتد ؟! واضح است که "جامعه" فوق باید پاسخ این پرسش ها را قبلا" داده باشد تا از یک طرف جامعه به اهمیت حفظ گونه های گیاهی و جانوری آشنا بوده و نسبت به نابودی آن حساس شود و از طرف دیگر افراد به خود جرأت چنین اقداماتی را ندهند. دو – قطع درخت جنگلی در کشور ما ، به ویژه شمال ایران ، حتی اگر در باغ شخصی اشخاص هم باشد چندان آسان نیست ؛ و قطع و حمل آن نیاز به کلی دوندگی و کسب مجوز دارد ، حال چگونه و با کدام استناد اداره های منابع طبیعی ، محیط زیست و میراث فرهنگی موافقت کرده اند جای اما و اگر دارد. ضمنا" اگر کاستی هایی در قوانین و مقررات وجود داشته باشد باید در رفع آن کوشید. خوشبختانه با تلاش فعالان محیط زیست این مورد فعلا" متوقف شده ، که جای سپاسگزاری دارد.
 
 
   
64- خارجی ها و جنگل های شمال
 عنوان مطلب :
در تاريخ ۱۳۸۷ جمعه ۲۴ آبان
جباری
 ارسال از :

اگر از خارجی های پیمانکار جنگل و خریدار چوب صرف نظر کنیم و به آن هایی بپردازیم (اعم از حقیقی و حقوقی) که در خدمت دولت بوده و در سیاست گذاری جنگل نقش داشته اند ، سیاهه ای طولانی و به قدمت 80 سال خواهیم داشت که امید است نقش آن ها منصفانه مورد بررسی و پژوهش قرار گیرد . یکی از بسیار، نقش شرکت اینداستریال اکسپورت و کارشناسان رومانیایی دربرنامه ریزی برای 80 هزار هکتارجنگل های نکا (مازندران) و صنایع وابسته به آن در 40 سال قبل است که متآسفانه تاکنون تحلیل جامعی در این باره ندیده ام.

این روزها به طور حاشیه ای به مطلبی در این باره برخوردم که خواندنی است. سرپرست گروه تهیه طرح تجدید نظربخش 3 نکا – ظالمرود در کتابچه های جدید این بخش ، سوابقی از گذشته آورده که دست کم دو نکته جالب دارد .

یکی این که ، کارشناسان جنگل کشور رومانی،حدود 40 سال قبل یازده هزارهکتارمساحت بخش 3 را برای برنامه ریزی و مدیریت جنگل به شرح زیر تقسیم کردند:

سری جنگل های تولیدی (جنگل های سالم و مرغوب)

53.5

درصد

سری جنگل های مخروبه (جنگل های نامرغوب و نیازمند احیا)

7

درصد

سری جنگل های چراگاهی (گردشگاه دام های روستایی)

0

درصد

سری جنگل های حمایتی

18.3

درصد

سری جنگل های حفاظتی شامل :



جنگل های حفاظتی مطلق ( تخته سنگ ها و شیب صددرصد و بیشتر)

16.4

درصد

جنگل های  ذخیره طبیعی

1.8

درصد

و بالاخره : اراضی خارج از طرح جنگلداری

3

درصد

جمع

100

درصد

که در نوع خود جالب توجه و در مقایسه با امروز دقیق تر و تا حدی منطقی تر است .

اما نکته دوم ، این که در پیش بینی برداشت از جنگل های تولیدی ، خیلی رادیکال برخورد کردند . بخوانید :

" به منظور تسریع در جوان سازی جنگل ها و تأمین اهداف اقتصادی طرح 25 درصد از مساحت سری تولیدی ، در بهترین قطعات به لحاظ شرایط کمی و کیفی توده سرپا ودارای کم ترین مشکل اجتماعی ، به عنوان دانگ واحد (برداشت متمرکز) انتخاب شده و در هر سال معادل 50 درصد حجم سرپای برداشتگاه سالانه ، حجم برداشت پیش بینی شده بود "!!برداشتگاه فوق در آن هنگام بیش از 500 متر مکعب در هکتار موجودی داشت .

این تصمیم در خوش بینانه ترین حالت و به گمان آن ها (خارجی های آن سال ها) که اقتصاد لابد برایشان خیلی مهم بوده شاید شجاعانه تعبیر شود اما به باور من واقعا" تصمیمی سخت گیرانه و حتی بی رحمانه بوده است !

پس از گذشت 40 سال ، نتیجه اجرای آن تصمیم دیدنی ودرس آموز است ؛ البته بی هیچ تردیدی باور دارم جنگل شمال ، مهربان و سخاوتمند است مگر آن که آن را به خشم آوریم.  

 
 
   
63- گپ و گفت (2)
 عنوان مطلب :
در تاريخ ۱۳۸۷ سه شنبه ۲۱ آبان
جباری
 ارسال از :

دوست گرامی آقای مهران رضایی با توجه به سابقه کار اینجانب در طرح جنگلداری وطنا (استان گلستان ، بندرگز) نوشته اند:" از تجربیات فنی خود در طرح جنگلداری وطنا مقاله ای در سایت خود جهت استفاده کارشناسان طرح وطنا قرار دهید. با تشکر"

با سلام به دوستان و کارکنان طرح و نیزتشکر متقابل از آقای رضایی خوشبختانه طرح جنگلداری وطنا از طرح هایی است که هم تاریخچه آن مشخص و در دسترس است ، هم چندین پایان نامه کارشناسی ارشد (دست کم چهار مورد) درآن تهیه شده است . البته نکات مهمی هم هست که هیچ جا نوشته نشده و متأسفانه تعداد جنگلبان ها یی که در گذشته دست به قلم می بردند بسیار کم بوده است وگرنه در این 50 سال ما چقدر داده و دانش داشتیم!؟

با این بهانه ، کلیاتی در باره این طرح 48 ساله به استحضار می رسد :

طرح وطنا از قدیمی ترین طرح های جنگلداری استان گلستان است وکار تهیه اولین طرح در آن از سال 1339 آغاز شده است.قبل از ملی شدن جنگل ها ، مالکیت جنگل خصوصی بود و در آن الوارگیری هم می شد.

موقعیت این طرح بسیار جالب است : از نظر ارتفاع از سطح دریا از 60 متر شروع شده و به 2160 متر (کلنگا) می رسد.

حدود ده هزار هکتار مساحت آن در جبهه عمومی شمالی قرار داشته وفاصله ابتدای طرح با دریای مازندران (ساحل بندرگز) کمتر از ده کیلومتر است .

طرح را می توان به 4 ناحیه تقسیم و در مورد هرناحیه ویژگی های آن را برشمرد:

یک – جنگل های مسطح : این ناحیه شامل پارک جنگلی باغو ، طرح ذغالگیری سابق و جنگل های دست کاشت است.جنگل خالص بلوط ، جامعه نمونه وار بلوط – آزاد و گروه های جالب داغداغان و لرگ از نکات مهم پوشش این ناحیه است. کاشت نسبتا" وسیع زربین در این ناحیه هم موضوعی قابل مطالعه است.

دو- جنگل های پایین بند (کوهپایه ای): در این ناحیه در دهه اول اجرای طرح برش های شاخه و دانه زاد انجام شده و اینک دارای توده های جوان به ویژه از گونه ممرز است . عملیات این ناحیه بیشتر اصلاحی(پرورشی)است.

سه – جنگل های حفاظتی : خوشبختانه حدود 3هزار هکتار از جنگل های این طرح حفاظتی اعلام شده و هیچ گونه فعالیت فنی در آن صورت نمی گیرد .این جنگل ها به صورت نواری با عرض متفاوت و درجهت شرقی-غربی در ارتفاع میان بند واقع است و ای کاش جهت آن برعکس بود و ارتفاع های متغیری را در بر می گرفت با این حال همین هم نعمتی است ! ضمنا"یک جنگل پرشیب از گونه سرخدار در این ناحیه واقع است (جنگل سرخدار لنگه).

چهار : جنگل های کوهستانی : که نیمی از مساحت طرح را شامل شده و سری های دانه زاد را در بر می گیرد.بهترین جنگل ها در این ناحیه واقع بوده و بیشترین برداشت و فعالیت مدیریت طرح در این ناحیه انجام شده . حدود یک پنجم این ناحیه را پس از برداشت های سنگین و نیمه سنگین جنگل های جوان تشکیل می دهد که انجام عملیات پرورشی در آن هم به منزله کارگاه و هم مدرسه است !

ریزش باران های شدید به ویژه در وضعیت کاسه مانند جنوب شرقی طرح و لغزش های زمین در نقاط مختلف از جمله کئودره از محدودیت های طبیعی این جنگل ها به شمار می رود.


 
 
   
62- گپ و گفت(1)
 عنوان مطلب :
در تاريخ ۱۳۸۷ جمعه ۱۷ آبان
جباری
 ارسال از :

همکار گرامی آقای علی امیدی از استان گیلان طی یادداشتی ضمن ابراز محبت و "آرزوی شفای عاجل" ، در مورد مطالب مربوط به خروج دام از جنگل دو نکته زیر را یادآور شدند: " فرض نماییم طرح ساماندهی خروج دام در کل جنگل های شمال انجام شد آیا برای دامداران مرتع دار در هشت ماه سال فکری شده است ؟ نظر دوم : روند فعلی اجرای طرح خروج دام از جنگل چقدر با نظام بهره برداری اصولی از مراتع تناسب دارد؟ "

با تشکرازبزرگواری ایشان وهمه همکاران گیلان  ، در واقع پرسش ها به گونه ای است که نوعی پاسخ در آن مستتر است . به بیانی دیگر یعنی فکری نشده و تناسبی ندارد!

 ای کاش مشروح بحث های کارشناسی را که توسط گروهی از کارشناسان منابع طبیعی،اموردام ، سازمان جهاد کشاورزی و.. انجام شد ، دراختیار داشتید ؛ در آن جا پرسش ها و ابهام های زیادی مطرح شد . مثلا: حل مسائل دام و دامداری چه ربطی به جنگلبانی دارد؟(این اشکال بعدا" سبب تشکیل ستاد استانی ساماندهی خروج دام شد). چرا جنگلبانی با طرح خروج دام از جنگل ، درصدد انقراض نژاد دام های بومی است ؟(اشاره به ارائه گواهی کشتار دام جهت استفاده از حقوق ما به ازاء). اصلا"چرا در گیلان دامداری می شود، در حالی که علوفه مورد نیاز از استان های دیگر وارد می شود ؟ آیا دامدار جنگل نشین می تواند به دامدار صنعتی تبدیل شود؟(اشاره به سیاست سنگین کردن دام و احداث دامداری های بسته)و...

در مورد فرض فوق ، شما بهتر اطلاع دارید که متأسفانه مراتع قشلاقی در شمال (به جز استان گلستان) تقریبا" از بین رفته است . در آن استان هم دام های محلی در تمام طول سال ازمراتع قشلاقی استفاده می کنند ! بندگان خدا ، دامداران متحرک ، در 8 ماه سال طبعا" فکری به حال خود می کنند .لابد زودتر به ییلاق می روند واگر خشکسالی نبود دیرتر برمی گردند. مزارع کشاورزی را پس از برداشت محصول به قیمت گزاف اجاره می کنند.از حریم جاده ها به عنوان مرتع استفاده می کنند! از جنگل دارواش قاچاق می کنند! و از این قبیل . خلاصه یک جوری " زمستونو" سر می کنند.

در مورد دوم ،اطلاعات من به روز نیست .قبلا" این بحث مطرح بود که با پروانه های چرای دام دامداران جنگل نشین در خارج از جنگل (به ویژه مراتع ییلاقی) چه باید کرد؟ اگر به رسمیت شناخته شود ، حذف دام بی معنی است . به علاوه برای ییلاق – قشلاق باز هم باید از جنگل عبور کنند .در غیر این صورت باید برای خروج دام از مرتع هم مابه ازا در نظر گرفت ! در هر حال واقعا" موضوع پیچیده و چند بعدی است.

در خاتمه اگر شما و دیگر دوستان در مورد خروج دام از جنگل نقطه نظرات انتقادی یا پیشنهادی دارید از دریافت آن خوشحال خواهم شد .

 
 
   
61 – خروج دام (جمع بندی)
 عنوان مطلب :
در تاريخ ۱۳۸۷ پنج شنبه ۱۶ آبان
جباری
 ارسال از :

جنگلبان های استان های شمالی به هر حال ، کم یا بیش ، در جریان مسائل چرای دام در جنگل و سیاست های بخش دولتی در این زمینه قرار دارند. من هم به مقتضای شغلی ، درسه دهه گذشته دراین زمینه مطالب بسیاری خوانده و شنیده ام .تجربه های مستقیم اندکی هم دارم .همچنین یک بار در سال 1373 این امکان به وجود آمد که عضوگروهی باشم که این موضوع را از آستارا تا گلیداغ مورد بازدید و بررسی میدانی قرار می داد .

موضوع چرای دام در جنگل های شمال ایران ، یک مسئله چند بعدی و پیچیده است ؛ حتی اگر همهء سازمان های دولتی مصمم به حل آن باشند ،باز هم موفقیت آن به سوی دیگر _ دامداران جنگل نشین_ بستگی دارد.

متأسفانه در سال های اخیر ، در اسناد مختلف درون و برون سازمانی (سازمان جنگل ها و...)به علت عدم اشراف کافی و لازم به موضوع، استنادها و نتیجه گیری های نادرست ، غیر منصفانه واغراق آمیزی مشاهده می شود ؛البته مطبوعات  به علت هدف ایجاد هیجان در خواننده جای خود دارد . ضمنا" می گویند یکی دو گزارش به اصطلاح جاندار هم از طرف بعضی دستگاه ها تهیه شده .

از آن جایی که علیرغم بیش از پنجاه سال تلاش و صرف میلیاردها تومان هزینه ، هنوز حتی 50 درصد مشکل هم حل نشده ،(و بعضی جاها که مشکل دام های بنه ای حل شده ، دام های خانگی جایگزین شده ) توجه دقیق تر و همه جانبه تر به موضوع ضرورتی انکار ناپذیر است .

خوشبختانه نام های زیادی را می توان بر شمرد که در این زمینه نظریه پردازی ،پژوهش و برنامه ریزی کرده و یا در اجرای آن نقش داشته اندو از این نظر دانش و تجربه مناسبی فراهم است . تعدادی از این نام ها به شرح زیر است :

دانشگاهیان : تقی شامخی ، ارسطو سعید ، ژاله شادی طلب ، اسماعیل شهبازی و...

مدیران عالی سازمان جنگل ها : ناصر قلی صفاری ، مصطفی عبداله پور، علی محمد شاعری و...

کارشناسان برجسته ستادی : شفائی ، محمودپور ، ولی پور و...

کارشناسان استانی : شکر خدا بسیارند  آقایان ذبیحی ، بابایی و...(ساری)؛ سیف الهیان ، رمضانی ، همتی و... (گیلان)؛ عباس عباسی ، محمود حزینی و ...(گلستان)؛ جلال وند و... (نوشهر).  

پروژه ها هم بسیارند و گاه چون چالشم (سیاهکل گیلان)، بشل و بورخانی (سوادکوه مازندران) ،میان دره (گرگان) و... به راستی عبرت آموزند.

امید است این بار دامداران جنگل نشین هم در تصمیم گیری مشارکت داشته باشند.

 
 
   
   
Design By Tarhno.com